میدونم مثل همیشه اشتباه تصمیم میگیرم و باز حسرت میخورمو...
میدونم هیچی درست نمیشه و این قضیه پرداخت جریمه و اینا همه چرتن..
میدونم از نظر خیلیا الان یه آدم احمق هستم...
میدونم هیچی اون چیزی نمیشه که یه عمر تو ذهنم بود
حتی میدونم نمیتونم حرفای دلمو بزنم...
ولی یه لحظه عجیب دلم خواس اونجا باشم که دلم میخواد
برچسب: نویسنده: نگار رحیمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:20
نوعی بی خیالی هست که معمولا بعد از انتظار کشیدن های طولانی پیش می آید …
بعد از مدتها تلاش کردن
دویدن و به در و دیوار زدن
بعد از مدتها خواستن بی نتیجه!
یکدفعه احساس می کنی خسته ای،
بریده ای، دیگر توانش را نداری و هیچ چیز برایت مهم نیست …
به اینجا که میرسی فقط دلت میخواهد تماشا کنی
برایت فرقی نمیکند رسیدن یا نرسیدن …
آمدن یا نیامدن، ماندن یا رفتن …
به اینجا که میرسی
نه دلتنگ می شوی نه دلخوش …
می گویی بی خیال!
و این بی خیالی غمگین ترین حس دنیاست…!
برچسب: نویسنده: نگار رحیمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:20
برچسب: نویسنده: نگار رحیمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:20